تبلیغات
ابابیل - مناطق ممنوعه شیطان کجاست؟

ابابیل
اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علی ولی الله و اشهد ان سید علی الخامنه ای نائب المهدی عجل الله

بزرگ مردتاریخ

جستجو در ابابیل

شیطان

قلمروی شیطان «تشریع‏» است نه «تکوین‏» یعنی قلمروی شیطان فعالیتهای تشریعی و تکلیفی بشر است و ‏شیطان فقط در وجود بشر می‏تواند نفوذ کند نه افعال او.

قلمروی شیطان در وجود بشر نیز محدود است‏ به نفوذ در اندیشه او و بدن او.

نفوذ شیطان در اندیشه بشر نیز منحصر است‏ به حد وسوسه کردن و خیال یک امر باطلی را در نظر او جلوه دادن.

قرآن این معانی را با تعبیرهای «تزیین‏»، «تسویل‏»، «وسوسه‏» و امثال اینها بیان می‏کند و اما اینکه چیزی را در نظام جهان بیافریند و یا اینکه تسلط تکوینی بر بشر داشته باشد یعنی به شکل یک قدرت قاهره بتواند بر وجود بشر مسلط شود و بتواند او را بر کار بد اجبار و الزام نماید، از حوزه قدرت شیطان خارج است.

معنی و مفهوم اضلال و قلمروی شیطان یعنی اینکه اجبار و الزامی نسبت‏به بشر در کار نیست هر چه هست «وسوسه‏» است و «دعوت‏» است و «تزیین‏» است و «تسویل‏».

 تسلط شیطان بر بشر محدود است‏ به اینکه خود بشر بخواهد دست ارادت به او بدهد:

إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ (1)

«همانا شیطان بر مردمی که ایمان دارند و به پروردگار خویش اعتماد و اتکا می‏کنند تسلطی ندارند تسلط او منحصر است‏به اشخاصی که خودشان ولایت و سرپرستی شیطان را پذیرفته و می‏پذیرند.»

قرآن از زبان شیطان در قیامت نقل می‏کند که در جواب کسانی که به او اعتراض می‏کنند و او را مسوول گمراهی خویش می‏شمارند می‏گوید:

مَا كَانَ لِی عَلَیكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ (2)

«من در دنیا قوه اجبار و الزامی نداشتم حدود قدرت من فقط «دعوت‏»بود. من شما را به سوی گناه خواندم وشما هم دعوت مرا پذیرفته و اجابت کردید، پس مرا ملامت نکنید، خویشتن را ملامت کنید که به دعوت من پاسخ مثبت دادید ارتباط من با شما صرفا در حدود «دعوت‏» و «اجابت‏» بوده و بس‏».

فلسفه و حکمت این اندازه تسلط شیطان بر بشر،«اختیار» انسان است. مرتبه وجودی انسان ایجاب می‏کند که حر و آزاد و مختار باشد. موجود مختار همواره باید بر سر دو راه و میان دو دعوت قرار گیرد تا کمال و فعلیت‏خویش را که منحصرا از راه «اختیار» و «انتخاب‏» بدست می‏آید تحصیل کند.

از جهان دو بانگ می‏آید به ضد            تا کدامین را تو باشی مستعد

 آن یکی بانگش نشور اتقیا             و آن دگر بانگش نفور اشقیا

در جهان بینی اسلامی هیچ موجودی، نقشی در آفرینش به صورت استقلال ندارد. قرآن برای هیج موجودی استقلال قابل نیست و هر موجودی هر نقشی را دارد بصورت واسطه و مجرا واقع شدن برای مشیت و اراده بالغه الهیه است.

قرآن برای فرشتگان نقش واسطه بودن برای انفاذ مشیت الهی در خلقت قائل است ولی برای شیطان حتی چنین نقشی نیز قائل نیست تا چه رسد به آنکه او را در خالقیت مستقل بداند؛ آنچنانکه در اوستا اهریمن خالق مستقلی است در برابر آهورا مزدا.

از این رو اینکه معمولا کلمه شیطان را در ترجمه متون اسلامی به «اهریمن‏» یا «دیو» ترجمه می‏کنند، غلط فاحش است.

کلمه شیطان مرادفی در فارسی ندارد و باید عین لفظ در ترجمه بیاید.

شیطان ازنظر قرآن به هیچ وجه قطبی درمقابل خداوند نیست‏حتی قطبی برابر فرشتگان که به اذن پروردگار دست اندرکار خلقت‏اند و مجری مشیت الهی در آفرینش اشیاء نیز نیست.

به طور کلی تصور مردم ما از «جن‏» با تصویری که قرآن از جن می‏دهد متفاوت است جن در قرآن موجودی است مانند انسان و مکلف به تکالیفی ماننند تکالیف انسان ولی موجودی نامرئی؛ اما جن در تصور عامه مردم موجودی است در ردیف فرشته، قرآن جن را با انس (انسان) ردیف می‏کند و عامه مردم با فرشته.

شیطان به نص قرآن از نوع جن است. در جهان بینی اسلامی فرشتگان نقشی اجرائی در نظام تکوین دارند برخلاف جن که از این نظر هیج نقشی ندارد.

شیطان از نظر قرآن مصداق الذی احسن کل شی‏ء خلقه. (3) و همچنین مصداق رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (4) است.

وجود شیطان و شیطنت و اضلال او خود مبنی بر حکمت و مصلحتی است و به موجب همان حکمت و مصلحت‏شیطان شر نسبی است نه شر حقیقی و واقعی و مطلق.

از همه شگفت تر این است که بر حسب منطق قرآن خدا خودش به شیطان پست‏«اضلال‏» و «گمراه سازی‏» را اعطاء فرموده است. در این باره قرآن کریم می‏فرماید:

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیهِمْ بِخَیلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یعِدُهُمُ الشَّیطَانُ إِلَّا غُرُورًا (5)

دراینجا خدا شیطان را مخاطب ساخته به وی فرمان می‏دهد که:

«هر که از فرزندان آدم می‏توانی بلغزان، با سواره نظام و پیاده نظامت‏بر آنان بتاز، در ثروت و فرزند شریکشان شو و نویدشان ده؛ شیطان جز دروغ و فریب نویدشان نمی‏دهد.

گوئی شیطان آمادگی خود را برای تحویل گرفتن پست اضلال اعلام می‏دارد آنجا که می‏گوید:

قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ. (6)

«به این سبب که مرا گمراه ساختی بر سر راه ایشان خواهم نشست آنگاه از پیش رو و از پشت‏سرشان و از راست و از چپشان خواهم آمد و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت.»

البته معنی و مفهوم اضلال و قلمروی شیطان در این پس همان است که قبلا اشاره شد و نه بیشتر یعنی هیچگونه اجبار و الزامی نسبت‏به بشر در کار نیست هر چه هست «وسوسه‏» است و «دعوت‏» است و «تزیین‏» است و «تسویل‏».

تذکر این نکته لازم است که مقصود ما از اینکه تکوین از قلمروی شیطان خارج است این نیست که شیطان هیچ نقشی در تکوین ندارد .

نفوذ شیطان در اندیشه بشر نیز منحصر است‏ به حد وسوسه کردن و خیال یک امر باطلی را در نظر او جلوه دادن.

شیطان نه در نظان عرضی جهان، خالق مستقل بخشی از موجودات قطبی در برابر خداوند است و نه در نظام طولی جهان مانند فرشتگان نقشی از تدبیر و اداره کائنات به او سپرده شده است، و نه تسلطش بر بشر در حدی است که بتواند او را به آنچه می‏خواهد مجبور نماید.

آری! قرآن برای شیطان و جن نقشی در تکوین قائل است اما مجموعا از نقش انسان برتر و بالاتر نیست.

مقصود اصلی ما از این بحث این است که قرآن مساله شیطان را به شکلی طرح کرده است که کوچک‏ترین خدشه‏ای بر توحید ذاتی و اصل لَیسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ (7) همچنین بر توحید در خالقیت و اصلأَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ (8) ، قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَیءٍ (9) وَلَمْ یكُنْ لَهُ شَرِیكٌ فِی الْمُلْكِ (10) وارد نمی‏سازد. (11)

---------------------

1- نحل / 99 و 100

2- ابراهیم / 22

3- سجده / 7

4- طه / 50

5- اسراء / 64

6- اعراف / 16 و 17

7- شوری / 11

8- اعراف / 54

9- رعد / 16

10- اسراء / 111

11- برای بحث‏شیطان رجوع شود به تفسیر «المیزان‏» جلد8 صفحات 34 - 58 ذیل آیات اول سوره اعراف؛ و به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران‏» تالیف نگارنده این کتاب

منبع:

مجموعه آثار جلد 1، مطهری، مرتضی



نوشته شده در شنبه 10 دی 1390 توسط سرباز گمنام حضرت آقا
امام خامنه ای

درباره ابابیل
نظر سنجی
آمار وبلاگ
Blog Skin